807708Sadjad_Ashkh_02.jpg

درمان اعتیاد در کنگره از مطرح شدن صورت مسئله اعتیاد آغاز شده است. ما برای درک و حل هر موضوعی بایستی ابتدا موضوع را شناخته و شکل و صور اصلی آن را بخوبی ببینیم؛ هر مجهولی در قالب یک سئوال مطرح می شود و سوای تقدم و تأخر همانقدر که صورت مسئله اهمیت دارد پاسخ آن نیز دارای اهمیت است. از سویی دیگر پاسخ زمانی می تواند وجود داشته باشد که سئوال یا پرسش وجود داشته باشد به عبارتی پاسخ در ادامۀ سئوال مطرح می شود؛ بنابراین ما نمی توانیم به جواب چیزی دست پیدا کنیم مگر اینکه اوّل سوال داشته باشیم...

برای کشف مجهولات نیاز به مطرح شدن سئوال های درست دارید و برای مطرح کردن سئوال درست بایستی واقف بر علوم باشید یا حداقل بایستی از نیمی از علم برخوردار باشید. در دانشگاه ها و مراکز علمی دیگر؛ اساتید بر مبنای سئوالی که دانشجو مطرح می کرد پی به نبوغ او می بردند؛ وقتی دانشجو سئوال های درستی را مطرح می کرد استاد متوجه دیدگاه و بینش صحیح او می شد و این موضوع همچنان رواج دارد.

در دنیای اعتیاد؛ بیشترین توجه بر روی این موضوعات بوده که ما می دانیم سئوال چیست؛ ما می دانیم معتاد کیست و چیست؛ در صورتی که اینها تصوراتی بوده ولی این تصورات را با واقعیت یکی گرفته اند و بر مبنای این تصورات شروع به پاسخ دادن کرده اند؛ مانند اینکه فردی به صحبت های طرف مقابل خود گوش نکند و بعد از اتمام سخنان وی و بسته شدن دهانش؛ شروع به پاسخ دادن کند و انتظار داشته باشد که این جوابها به درد طرف مقابل بخورد که قطعا" اینطور نخواهد بود. بروز چنین اتفاقاتی  به دلیل این است که انسان گاهی خود را خیلی دانا فرض کرده و یا به مسائل از زاویه ای دیگر نگاه می کند؛ به مسئله اعتیاد نیز از زاویۀ علمی نگاه نشده بلکه به آن از جنبۀ خیر و شر نگاه شده است؛ و چون اعتیاد با ناهنجاری و تخریب همراه بوده با تغییراتی که در جامعه ایجاد کرد احساساتی را در انسان های دیگر بوجود آورد و آنان نیز تحت اثر همین احساسات منفی و تخریب شده از نابهنجاری های اعتیاد؛ با مسئلۀ اعتیاد و معتاد روبرو شدند و یک دیدگاه احساسی را در پیش گرفتند و نتیجه چنین عملی معلوم است چه خواهد شد؛ مانند این است که یک نفر از عمل فرد دیگری خیلی ناراحت و عصبانی باشد؛ ممکن است به دلیل عصبانیت یک سیلی بر صورتش بزند؛ او را از آن محل بیرون کند؛ حق و حقوقش را ندهد و حتی گوش شنوا برای شنیدن دلایل فرد مقابل نداشته باشد؛ تا ببیند برای چه چنین عملی را انجام داده؛ ولی بعدا" متوجه بشود که این فرد سیلی خورده اصلا تقصیر کار نبوده و شخص دیگری مرتکب آن عمل شده است. با اعتیاد نیز چنین رفتاری انجام شده است وقت زیادی صرف پیدا شدن مقصر و متهم شده است ولی در پایان؛ نتیجه هیچ و پوچ بوده است.

به دلیل اینکه این موضوع موضوعی عمیق و چند بعدی بوده است؛ نیازمند این بود تا شخصی که خودش وارد این قضیه شده آن را بشکافد و به عبارت دیگر کسی که خودش در اقیانوس غرق شده و برای بیرون آمدن تلاش کرده و موفق شده؛ راه نجات از اقیانوش را نشان دهد ؛  وتنها آن کسی که اقیانوس؛ طوفان و خطرات آن را تجربه کرده می توانسته این مطلب را بشکافد؛ این کار توسط آقای مهندس دژاکام بدلیل داشتن چنین تجربه ای و همچنین دلایل دیگری انجام شد؛ تخصص ایشان قبل از ورود به کار درمان اعتیاد؛ پیدا کردن ایرادات در دستگاه های پیچیده مخابراتی بود؛ دستگاه هایی غول پیکر؛ پر از سیم؛ قطعات الکترونیکی و اتصالات؛ وقتی چنین دستگاهی خراب می شد؛ ایشان بایستی مابین هزاران متر سیم؛ اتصال و قطعه جستجو می کرد تا موفق به پیدا کردن نقطه اتصالی؛ قطع شده یا قسمت سوخته و در نهایت رفع اشکال گردد؛ به خاطر دارم گاهی پیدا کردن چنین اشکالی شصت ساعت به درازا می کشید؛ یعنی ایشان شصت ساعت کار می کرد و در مدارات تغذیه و فرمان ورودی و خروجی ها را چک می کرد و به قسمت به قسمت جلو می رفت تا مدار  را ایراد یابی کند؛ گاهی با نقشه کار زودتر پیش می رفت و گاهی با نبوغ و تجربه این کار را انجام می دادند.

سیستم انسان نیز دارای همین ویژگی است و ایشان با دیدگاه مهندسی به مطالب نگاه کردند؛ تا دریابند اشکال کار واقعا" در کدام قسمت نهفته است؛ و این دیدگاه به حل شدن مسئله ی اعتیاد انجامید. صورت مسئله ی اعتیاد به زبانی ساده به این موضوع اشاره می کند که تخریب در کدام قسمت اتفاق افتاده است. وقتی در یک خانه دیواری رطوبت دارد و می خواهیم رطوبت دیوار را برطرف کنیم؛ اول باید محل دقیق نشت آب یا ترکیدن لوله را مشخص کنیم باید بدانیم تخریب در کدام قسمت بوجود آمده است. این دیدگاه در صورت مسئلۀ اعتیاد وجود نداشت یعنی ما می خواستیم خانه ای را تعمیر کنیم که نمی دانستیم کجای آن ایراد دارد و با این حال دست به کار شده و شروع به خراب کردن دیوارها و گچ کاری سقف و بنایی می کردیم و در پایان نمی توانستیم ایراد را برطرف نمائیم.

ایشان این مطلب را بیان کردند که در تمام  بیماری ها و مسائل پزشکی؛ درمان بر اساس تشخیص قسمت آسیب دیده انجام می گیرد؛ ولی در اعتیاد به اینصورت نبود و هم اکنون هم اینگونه نیست؛ اگر امروز هم به روانپزشک مراجعه کنید و سئوال مطرح کنید که شما کجای یک معتاد را می خواهید درست کنید؛ پاسخ قانع کننده ای به شما نمی دهد چون نمی داند که خرابی در کجا است نمی دانند چون از بطن ماجرا خبر ندارند؛ می گویند اعتیاد یک رفتار ناهنجار و یک بیماری چند وجهی است؛ و راه حل آن درمان علائم نشانه ای است؛ یعنی شخص داری یک بیماری است که آن را نمی شناسیم ولی می دانیم که بیماری او باعث بی خوابی؛ شکم روی؛ اضطراب؛ فشار خون و... می شود و نمی دانیم که علت آن کجا است؛ این مقام علم پزشکی به درمان علائمی نشانه ای اعتقاد دارد و می گوید برای درمان فشار خون؛ قرص فشار؛ برای بی خوابی قرص خواب و برای کم خونی آهن و برای اضطراب هم داروی مختص به خود را می دهیم؛ ولی این روش درمان ناقص یا سطحی  است و برای اعتیاد به کار برده شده چون نمی دانستند کجای کار اشکال دارد؛ اما کنگره60 این نقطه اشکال را که بخش عظیمی از آن در جسم بود و دارای دوشاخه دیگر  در بخشهای روان و جهانبینی بود را پیدا کرد و برای هر کدام از آنها یک پروتکل درمانی بوجود آورد؛ اینکه ما در جلسات و لژیون ها حضور پیدا می کنیم درمان شاخه روان این بیماری است؛ و اینکه با متد خاصی درمان دی اس تی صورت می گیرد؛ درمان شاخه جسم است و در نهایت مشارکت؛ گوش دادن به سی دی ها و سخنان استاد و خواندن نشریات درمان در شاخه جهانبینی است؛ تمام این شاخه ها در مجموع بیماری اعتیاد را درمان کرده که در گذشته دارای شکل و صورتی ناقص بوده است.


منبع: وبلاگ نمایندگی استاد معین