موهبتی الهی بنام خمر...
با آموزشهایی که در کنگره درباره مقوله جهانبینی دیدم و با در نظر داشتن این مطلب که برداشت هر شخص نسبت به مطالب گوناگون ارتباط مستقیم با مقدار اطلاعات و آگاهی یا به عبارتی دانائی شخص داره, در سفر اول بسته به همان مقدار اطلاعاتی که داشتم, برداشتم از آن دیالوگ این بود که نه همه مردم ولی اکثر مردم مصرفکننده هستند و از این نقطهنظری که داشتم خیلی هم خرسند بودم و این خود یکی از دلایل واهی برای محکم نمودن بند اعتیاد با بندبند بدنم بود, خودمونیم نادونی هم عالمی داره که به دست آوردنش هیچ خرجی نداره اما تاوان سختی به همراه داره, سرشکستگی یک فرد نادون ماحصل ضربه چوبی است که خود باعزت نفس بالابر سرخود میکوبد, با همه این حرفها در کنگره یاد گرفتم و به این مسئله ایمان آوردم که اگر من الآن اینجا در حال آموزش هستم ماحصل مسیری است که قبلاً رفتم پس راهم و درست رفته بودم که الآن اینجا در کنگره هستم, من باید نادونی میکردم و تاریکی رو تجربه میکردم تا با فرصتی که خداوند به من داد در کنگره آموزش ببینم و با تلاش و کوشش خودم به نور برسم, آخ که چه لذتی داره روشنایی, نابرده رنج گنج میسر نمیشود..., آری برای صعود از قعر نادانی به قله دانائی سختی بسیار باید کشید و بهائی بنام تلاش و کوشش باید پرداخت نمود تا بجای چوب, دستهای خود را به آسمان برده و شاکر قدرت مطلق باشیم.
حالا از آن دیالوگ که, بیشتر مردم وقتی از سرکار میان خونه فکر میکنند خستن, نه بابا, خمارن خمار, برداشتی تازه دارم و آن اینکه در خمار بودن این افراد هیچ جای شک و شبهای نیست, نه به دلیل مصرف مواد بلکه به خاطر کار نکردن یا لااقل درستکار نکردن خط خمر این افراد است که, خمارن خمار...
لازمه درستکار کردن خط خمر داشتن ایمان, عشق و عقل سالم است که کشیدن پوشش یا حجاب بر روی هرکدام از این سه مؤلفه باعث کار نکردن یا درستکار نکردن خط خمر میشود ، این حجاب با انجام دادن کارهای ضد ارزشی به وجود میآید خواه مصرف مواد باشد یا هر کار ضد ارزشی دیگر.
بزرگترین مشکل یک مصرفکننده درستکار نکردن خط خمر است, آموزش دیدن نوشتارهای کنگره و به دست آوردن اطلاعات بهترین کمک برای درست شدن خط خمر ماست و اگر این خط ترمیم شود ما به درمان خواهیم رسید.
مسافر محسن
منبع : سایت کنگره 60